محمد يوسف ناجى

44

رساله در پادشاهى صفوى ( فارسى )

و زلال صدق و صفا از حمايت كوهسار اين دولت و الا در جويبار امتداد زمان جارى و كيفيت لذّت بندگى بارى خلق روزگار را على الخصوص امّت احمد مختار را چون نشأهء مىدر رگ و پى سارى ، از نور جبهه عباد و زهّاد ديده محرابها روشن و از نشر آثار و معجزات ائمه اطهار - صلوات اللّه عليهم مادام الليل و النهار - پايهء منبرها را در دعوى برترى با آسمانها سخن است . پس از نيّت و حركت آن جناب در اين باب ، و شدن و از پيش بردن ، دليل اين است كه هركه رعايت دين حق و شايع شدن آن نمايد ، جناب مقدس الهى اعانت او مىفرمايد غافل مباش از اين . اميد از فضل و كرم واهب بىمنّت و خداى صاحب عطف و رأفت و ترحّم و مغفرت و قادر لم يزل و لايزال آن‌كه رونق شرع و دين قويم و راه هدايت و طريق مستقيم را بر همين دستور تا نفخ صور ، بلكه بهتر و نيكوتر به حسن سعى پادشاهان ديندار متزايد و ترقى فرمايد و اهل روزگار را در هر مرتبه‌اى توفيق توبه نصوح عنايت نمايد و دعاى دولت اين دودمان ولايت نشان را از دل و زبان مؤمنان بر ملأ اعلى و عرش معلّى متصاعد و به اجابت مقرون فرمايد ، بمحمّد و على و آلهما الاطهار - عليهم صلوات اللّه الملك الجبّار » . از نظر وى اگر سلطنت ارزش و اعتبارى دارد و سلطان جايگاه و منزلتى ، اين صرفا « براى پادشاهان شيعيان است و بس نه براى مخالفان » . بااين‌حال موفقيت آنان نيز در گرو آن است كه « متوكّل به ذات پاك ذوالجلال بوده » هدفشان از هر كارى كسب ثواب باشد . به عبارت ديگر بندگى خدا را فراموش نكنند ، چرا كه « پادشاهى و اميرى